عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

124

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

باسمك الكبير و وجهك المنير و ملكك القديم ، انك على كل شىء قدير . وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ - گفته‌اند كه : مسيح مرده زنده نكرد مگر كه جبرئيل در آن حال حاضر بود و چهار كس معروفند كه زنده كرد ايشان را : يكى عاذر دوستى بود از دوستان عيسى ( ع ) ، بيمار شد خواهر خويش بنزديك عيسى فرستاد تا وى را خبر دهد . و ميان ايشان سه روزه راه بود ، چون عيسى و اصحاب او آمدند ، عاذر از دنيا رفته بود ، بسر خاك وى شد ، عيسى ، و اين دعا بگفت اللّهم ربّ السماوات السبع ، و الارضين السبع انّك ارسلتنى الى بنى اسرائيل ، ادعوهم الى دينك و اخبرهم انى احيى الموتى باذنك ، فاحى العاذر » - اين دعا بگفت ، و عاذر سر از خاك بر زد زنده ، و با عيسى بيامد ، و روزگارى ديگر بزيست ، و وى را بعد از آن فرزند آمد . ديگر ابن العجوز ، مرده بود و بر جنازه نهاده مىبردند ، عيسى دعا كرد و در آن حال زنده شد ، از جنازه فرود آمد و جامه در پوشيد ، و با اهل خويش شد ، و بعد از آن فرزند زاد . سديگر ابنة العاشر ، عيسى ( ع ) را گفتند كه : اين زن ديروز فرمان يافت - عيسى دعا كرد زنده شد ، و بعد از آن روزگارى بماند و فرزند زاد ، چهارم سام بن نوح ( ع ) عيسى بسر خاك وى شد دعا كرد زنده شد ، و از گور بر آمد ، موى يك نيمه سر وى سفيد شده بود و در آن روزگار سپيدى در موى نبودى . گفته‌اند كه سام بن نوح پانصد سال از عمرش گذشته بود همه در جوانى و سياه مويى ، پس آن روز كه زنده شد از هيبت و ترس قيامت نيمهء سر وى سپيد شد . پس آن گه كه از خاك بر آمد گفت : قيامت برخاست ؟ عيسى گفت : قيامت بر برنخاست ، اما من ترا برخواندم بنام اعظم تا زنده شدى . آن گه عيسى گفت : هم بر جاى بمير ! سام گفت : به شرط آنكه دعا كنى تا اللَّه تعالى مرگ بر من آسان كند و از سكرات موت زينهار دهد و ايمن كند ! عيسى دعا كرد چنان كه وى خواست و به خاك فرو شد . كلبى گفت : دعاء عيسى كه به آن مرده زنده